تبليغاتX
خط خطی‌هام
 
    «اگر مقام معظم رهبري نبودند و يا اگر ايشان يك قدم به عقب مي نشستند امروز هلال ناامني ايران، افغانستان و پاكستان شكل مي گرفت. در صورتي كه اين هلال تشكيل مي شد ديگر هيچ جا هيچ آثاري از انقلاب نمي ماند. از اين رو ملت ايران بايد از تيزهوشي مقام معظم رهبري و سربازان بانام و بي نام ايران كه اين كشور را از اين مساله نجات دادند تشكر كند.» اينها اعترافات عضو مجمع روحانيون مبارز و رييس دفتر محمد خاتمي در زمان رياست جمهوري وي است كه با شعار تقلب در انتخابات رياست جمهوري دهم قصد براندازي نظام و تضعيف جايگاه رهبري را داشته اند.»
    ازنظر امام خميني(ره)، فقيه جامع الشرايط در عصر غيبت امام زمان(عج)، همه سمت هاي اعتباري امام معصوم(ع) را داراست. يعني بر فقيه واجب است كه نظام اسلامي را تاسيس كند و در برابر طغيانگران به مقابله برخيزد و با جهاد و اجتهاد و با ايثار و جانبازي و نثار همه امكانات، حكومت اسلامي را براساس كتاب و سنت معصومين(ع) پايه ريزي كند.
    اين ديدگاه الهي از همان اوان پيروزي و استقرار نظام جمهوري اسلامي همواره مورد تهديد بوده است كه البته طي روزهاي اخير و در جريان اغتشاشات پس از 22خرداد و برپايي انتخابات با اين بهانه كه مردم قايل به حاكميت ولايت فقيه نيستند بيش از پيش مورد هجمه برخي معاندان قرار گرفت، اما هوشياري امام راحل در اوايل سال هاي انقلاب و درايت و شجاعت مقام معظم رهبري عاملي براي افشاگري اين تهديدات بوده و هست.
    به منظور شفاف شدن ادعاي كذب اين افراد به سراغ قشرهاي مختلف مردم مي رفتيم تا واقعيت امر را از زبان آنها بيان كنيم
.

مفصل

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت توسط پریسا جلالی |


   زنان شهرهاي جنوبي كشور در بدترين شرايط و زير بار ظلم و ستم شب و روز مي گذرانند. ممانعت از تحصيل، دختران را به دور از فرهنگ و رسوم نگه داشته و ازدواج هاي زودهنگامي كه به تصميم مردان خانواده صورت مي گيرد و رضايت دختران در آن ملاك نيست از مصاديق اين ادعا است. زناني كه مجوز خروج از خانه و اشتغال نمي يابند، براي هميشه در چهارديواري هاي خانه به اطاعت از همسر و فرزندآوري مكرر تشويق مي شوند درحالي كه به انواع و اقسام خشونت هاي جسمي و روحي و رواني تن مي دهند...

سال هاست فمينيست ها بر طبل ادعاي باطل خود مبني بر ظلم به زنان و تبعيض و سرخوردگي آن ها در نظام جمهوري اسلامي ايران مي كوبند ولي اين ادعاي واهي زماني به رسوايي مدعيان مي انجامد كه زنان امروز ايران را در عرصه هاي علمي، پژوهشي و تحقيقاتي سرآمد دوران هاي گذشته مي بينيم. با اين حال ادعاي فمينيست ها وقتي شدت گرفت كه يكي از اعضاي اين گروه با انتشار خبرهايي از دورافتاده ترين بندر جنوبي ايران (بندر كنگ) به ماجراي خشونت عليه زنان اين بندر بيش از پيش مي پردازد و با سياه نمايي وضعيت اين شهر خبرهايي منتشر مي كند كه مدت ها نقل محافل خبري مغرض در آن سوي آب ها مي شود. در همان هنگام با سفر به اين منطقه و آشنايي با ساكنان آنجا و با مشاهده آداب و رسوم دريافتيم در كنار بومياني كه با فرهنگ و سنن خود زندگي مي كنند زناني هم يافت مي شوند كه آزادانه در مشاغل دولتي و غيردولتي مشغول به انجام وظيفه اند. پزشكان و ماماها و رئيس NGO زنان منطقه و غيره از جمله مشاغلي است كه در همان ابتداي ورود با آنها مواجه مي شويم و از نزديك به زندگي شان سرك كشيده ايم. آشنايي با نظريات تني چند از زناني كه خود جايگاه موثرشان را در اجتماع يافته و درصدد برآمده اند در عرصه هاي مختلف ايفاي نقش كنند خالي از فايده نخواهد بود.


گروه هاي فمينيستي با خبرهاي جعلي
خانه نشين كردن زنان، تحت خشونت هاي خانگي و اجتماعي واقع شدن توسط مردان منطقه، ممنوعيت تحصيل و اشتغال براي دختران و زنان اين شهر و زودتر از سن بلوغ آنها را به خانه بخت فرستادن و انتخاب شوهر براي آنها بدون هماهنگي با دختران منطقه از نمونه هاي ديگر تبعيض عليه زنان است كه توسط گروه هاي فمينيستي ترويج مي شود.
فرنوش نمازي، پزشك ماما در مركز پزشكي درماني شهيد قادري نژاد بندر كنگ در گفت وگو با گزارشگر كيهان وضعيت زنان اين شهر را با آنچه در برخي سايت ها طرح شده است متفاوت مي داند.
وي مي گويد: «9 سال سابقه كار در اين بندر دارم و هميشه با زنان اين شهر روبرو هستم كه البته طي سال هاي اخير وضعيت به مراتب بهتري نسبت به گذشته دارند. روند مطلوب رسيدگي به محروميت هاي شهر طي سال هاي اخير و اهميت دادن به وضعيت زنان در مناطق محروم از علل اين تغيير بوده است.»
حضور اين پزشك بومي منطقه با سابقه اي نزديك به يك دهه فعاليت شاهدي بر كذب بودن همه خبرهاي جعلي است كه از دورافتاده ترين مناطق ايران گزارش مي شد.
«زنان را نمي توان از صحنه اجتماع حذف كرد همان طور كه طي اين سال ها به آنها اهميت داده شده و همان مسئوليت هايي را برعهده دارند كه مردان برعهده دارند. البته اين را بايد اضافه كرد كه مردان هيچ وقت نمي توانند مانند زنان هم مسئوليت هاي منزل و هم محيط كار را بر دوش بكشند. اين نشان مي دهد زنان موفق تر از مردان عمل مي كنند.»
نمازي با بيان اين عبارات اظهار مي كند: «زنان شاغل عليرغم مسئوليت همسرداري و خانه داري مي بايست مسئوليت ناشي از كار و فعاليت را هم پذيرا باشند. چرا كه زندگي فردي و اجتماعي زنان در هر محيطي مكمل هم هستند و زنان بايد در برخي مواقع آستانه تحمل بالايي براي كنار آمدن با مشكلات داشته باشند. همان دغدغه هايي كه زنان اينجا با ديگر زنان در ساير شهرها دارند و تفاوتي مابين شان نيست.»

مفصل

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت توسط پریسا جلالی |


    «بيش از 2هزار كيلومتر از هم فاصله داريم. همسرم در بندرعباس و خودم در تبريز. در طول سال فقط 2 يا 3 بار مي توانيم همديگر را ببينيم. اميدوار بودم طبق بخشنامه سال 86 همسرم به تبريز منتقل شود. اما بدشانسي به ما رو كرد و بخشنامه جديد آموزش و پرورش سوهان روح و روانمان شد و روياي انتقالي و زندگي مشترك را به دلمان گذاشت. چاره ديگري برايمان نمانده مگر اينكه يكي از ما كارمان را رها كنيم و از همه زحمتي كه طي اين سال ها كشيده ايم بگذريم. با اين شرايط ديگر انگيزه اي براي تدريس و حوصله اي سركلاس ندارم.» اينها درد دل يكي از معلمان متعهد خدمتي است كه با صدور بخشنامه ممنوعيت انتقال زوجين فرهنگي دور از خانواده و همسر روز و شب مي گذرانند.
صدور و ابلاغ بخشنامه مورخه 6/3/88 شماره 12/710مبني بر ممنوعيت نقل و انتقالات فرهنگيان در سال تحصيلي 89-88 معلمان متعهد خدمت را تا پايان دوره تعهد با مشكلات عديده اي مواجه كرده است.
اين دسته از افراد با سپردن تعهد خدمت به آموزش و پرورش در دوران تحصيل به استخدام اين وزارتخانه درآمده اند در دوران تحصيل ازدواج دانشجويي كرده و با آنكه همسرانشان ساكن و شاغل استان ديگري بوده اند در زمان ازدواج مانعي در برابر انتقال همسرانشان به محل سكونت خود نمي ديدند.
اين در حالي است كه مطابق بند هفتم بخشنامه شماره 6/710 مورخه 8/3/86 معاونت برنامه ريزي و توسعه مديريت انتقال خانم ها به تبعيت از انتقال و اشتغال همسر، به صورت رايانه اي، عادي و با رعايت عدم نياز مبدا و نياز مقصد قابل بررسي و اقدام بود.
بخشنامه نقل و انتقال سال 86 تاكيد دارد كه انتقال به تبعيت از همسر ممكن و قابل بررسي است. اما بخشنامه سال 88 به متعهدين خدمت به هيچ وجه اجازه انتقال نمي دهد! هم اكنون اين زوج ها جدا از يكديگر زندگي مي كنند. بسياري از اين افراد كه خود و همسرشان در فاصله هاي مكاني تا 2500كيلومتر زندگي مي كنند در حال حاضر در بهت و حيرت چشم به آينده اي دوخته اند كه سرنوشت زندگي مشتركشان را بخشنامه هاي جديدتر تعيين خواهد كرد تا شايد صاحب زندگي اي زير يك سقف باشند.
به قيمت نقض قانون
از آنجا كه خانواده به مفهوم ازدواج زن و مرد و ادامه زندگي در مكان واحد تعبير مي شود تعالي جايگاه خانواده نيز منوط به همدلي و همفكري همچنين پذيرفتن مسئوليت و اختيارات يكديگر در ايفاي وظايف آن نهاد كوچك است، در غير اين صورت با جدا كردن اين دو يا دو مكانه بودن زن و شوهر بايد منتظر عاقبتي نه چندان خوشايند براي آن خانواده بود. همان مساله اي كه قوانين شرعي و ديني همچنين مقررات اجتماعي بر آن صحه مي گذارند.
فرزاد مشهدي، يكي از معلمان متعهد خدمتي است كه خودش ساكن تبريز و همسرش متعهد خدمت در بندرعباس است.
وي در گفت و گو با خبرنگار سرويس گزارش كيهان مي گويد: «بيشتر از 2هزار كيلومتر از هم فاصله داريم و در طول سال فقط 2 يا 3بار مي توانيم همديگر را ببينيم. در حالي كه اين وضعيت براي هيچ كدام از ما قابل تحمل نيست.»
مشهدي با بيان اينكه ميزان تعهد همسرش پنج ميليون تومان است، اضافه مي كند: «امسال دومين سال از تعهد خدمتم است و اميدوار بودم طبق بخشنامه سال 86 همسرم منتقل شود در حالي كه بخشنامه تغيير كرد و بايد چند سال ديگر همين وضعيت را داشته باشيم. چاره ديگري برايمان نمانده مگر اينكه يكي از ما كارمان را رها كنيم و از همه زحمتي كه طي اين سال ها كشيده ايم بگذريم.»
اغلب اين افراد مانند اين دبير متعهد ابراز مي كنند هيچ يك از مسئولان آموزش و پرورش قصد ندارند اين مشكل را حل كنند. به قول اين افراد كه چندين بار به ادارات استان مراجعه كرده اند انتقالي نياز به پارتي و آشنا دارد. دوستان و همكاران اين معلمان كه به تازگي منتقل شده اند و فاقد شروط انتقال بوده اند گوياي اين واقعيت است.
به طور حتم چنين شرايطي با آشفتگي روحي و رواني نه انگيزه اي براي تدريس باقي مي گذارد و نه تمركزي در كلاس خواهند داشت.
اين دبير متعهد به خدمت مانند ديگر معلماني كه با چنين وضعيتي مواجهند از زندگي و وضعيتش به تنگ آمده است. اما در اين ميان والديني كه با اين شرايط نزد دخترانشان رفته اند تا تنها نباشند. نكته جالب و قابل تأمل اين است كه معلمان مذكور با اين شرايط قادر به بچه دار شدن هم نيستند چرا كه به قول اين دسته از افراد پدر و مادري كه از هزار تا دو هزار كيلومتر با هم فاصله دارند بچه بايد در اين ميان كجا و نزد چه كسي بماند و پرورش بيابد؟!
جدايي و طلاق رهاورد بخشنامه جديد
رفع كمبود و توازن نيروي انساني مناطق آموزشي، ايجاد زمينه مساعد براي استفاده بهينه از نيروي انساني، تسريع و تسهيل امور مرتبط با انتقال كاركنان، كمك به تأمين رفاه و آسايش نسبي فرهنگيان و كمك به انتقال زوج فرهنگي و زوجه فرهنگي همسر شاغل نظامي يا انتظامي از جمله اهدافي است كه در بخشنامه آموزش و پرورش طرح شده است!
ممنوعيت هاي جديد وزارت آموزش و پرورش براي نقل و انتقال معلمان كه بدين صورت مخل آرامش رواني خانواده هاي معلمان متعهد خدمت شده است، در حالي اعمال مي شود كه برخي از اين افراد كانون گرم خانوادگي شان را در معرض فروپاشي و طلاق عنوان مي كنند. دبير ديگري كه فاصله 900كيلومتري با همسرش دارد در گفت وگو با خبرنگار سرويس گزارش روز كيهان مي گويد: «زندگي ام در معرض خطر است. چون خانمم قصد دارد به خاطر تعهد خدمتش همچنان كار كند در حالي كه من هم نمي توانم شغل ديگري دست و پا كنم.»
وي كه به علت پيگيري قانوني اين موضوع و هراس از بروز موانعي از سوي آموزش و پرورش تمايلي به معرفي نام خود ندارد، اضافه مي كند: «وقتي ازدواج كرديم چنين قواعد و قوانيني مطرح نبود اما با صدور اين بخشنامه همه زندگي مان روي هوا است. هيچ وقت فكر نمي كرديم آخر و عاقبت تحصيلمان اين طور باشد. آموزش و پرورش با اين شرايط دارد با زندگي ما بازي مي كند.»
احسان فريدوني هم ساكن گچساران است كه ميان قوانين جديد آموزش و پرورش و حق سكونت و شرط ضمن عقد همسرش، سرگردان شده است.
وی می گوید:
مفصل
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت توسط پریسا جلالی |

 

  شنيدي در شمارش آراء تقلب شده؟!، شنيدي مي خواستند تو ايستگاه صادقيه و طالقاني و مفتح بمب كار بذارن؟! بي بي سي ديشب مي گفت پليس روي مردم اسيد مي پاشه؟!، شنيدي اراذل و اوباش تهراني رو پليس اجير كرده تا به خانه هاي مردم حمله كنند تا زهرچشم بگيرن؟! و...»

عبارت «چه خبر؟ راستي شنيدي كه...اين روزها به يكي از پرطرفدارترين جملاتي مبدل شده كه با روبرو شدن افراد با يكديگر به عنوان برگ برنده اطلاعات و اخبار رو مي شود. البته در ميان اين حجم بالاي اطلاعاتي درصد بالايي از آن به دروغ و شايعه اختصاص دارد. اين دسته از خبرهاي جعلي به گفته كارشناسان سياسي و اجتماعي از اتاق شايعه سرچشمه گرفته و زبان به زبان و دست به دست مي چرخد تا اينكه مانند گلوله اي بزرگ و بزرگ تر مي شود. هر چند با پيگيري بيشتر كذب بودن آن آشكار خواهد شد اما مي تواند ضربه مهلكي به افكار عمومي وارد ساخته و آن را حتي براي لحظاتي در شوكي از ابهام فرو ببرد.

پديده شايعه با ظاهري فريبنده و جذاب و با هدف توطئه آفريني در هر جامعه اي امري اجتماعي و غيرقابل انكار است.

 ***

دكتر عليزاده، محقق و مدرس دانشگاه عقيده دارد: «شايعه به همان شكلي كه نقل مي شود رشد نمي كند بلكه گلوله اي است كه در مسير، متراكم و حجيم مي شود. بنابراين خروجي حاصل از آن با اصل خبر كاملاً متفاوت است. به طوري كه فرد يا گروهي بخشهاي واژگاني آن را برجسته و ليد مي كنند و در مرحله بعد با تمايلات خود تركيب كرده و برون داد آن متفاوت با اصل خبر خواهد شد.»

وي به سرويس گزارش روز كيهان مي گويد: «برخي مواقع شايعات وقتي وارد ذهن افراد مي شود آمال، گرايشات، تمايلات و خواست هاي افراد با آن تركيب مي شود كه حتي ممكن است خود فرد متوجه آثار برون داد آن نشود، يعني فرد متوجه نمي شود كه دروغ گفته يا به آن افزوده است.»

 ***

روانشناسان شايعه پردازي را نوعي بيماري مي دانند و معمولاً شايعه پردازان را افراد يا گروه هاي سرخورده اجتماعي، سياسي و فرهنگي قلمداد مي كنند كه براي تخليه رواني خود به اضطراب و آشفتگي روان ديگران دامن مي زنند.

حميده. خ، يكي از اين روانشناساني است كه سرخوردگي و احساس يأس را عامل تشكيل و انتشار شايعه مي داند.

وي در گفت وگو با سرويس گزارش كيهان توضيح مي دهد: «فردي كه به بيماري سرخوردگي مبتلا شده به راحتي براي تخريب ديگران به دروغ، تهمت، افترا و حتي سندسازي روي مي آورد تا شايد با مشاهده عواقب آن به نوعي به آرامش كاذب برسد.»

***

مريم يوسفي استاد دانشگاه و يكي از كارشناسان علوم ارتباطات مي گويد: «شايعه پردازان معمولان به نشانه گيري افراد يا گروه هاي مسئول مي پردازند و به دلايل مختلف شايعات را طرا حي و منتشر مي كنند. اين گروه هميشه سعي دارند با دامن زدن به برخي از شايعات روح و روان جامعه را ناامن كنند. يكي از نمونه هاي آن توهين و افتراهايي است كه به شخصيت هاي سياسي در دوران اوايل انقلاب مطرح شد و با اين روش مركز شايعه تلاش مي كرد مديريت افكار عمومي را در اختيار خود گرفته و آن را مسموم كند تا به اهدافش نايل شود.»

وي همچنين بر اين عقيده است كه شايعات نيمه حرفه اي بيشتر در محيط زندگي و درباره خصوصيات اخلاقي و رفتاري برخي از هم محله اي ها شنيده مي شود اما شايعات حرفه اي را بايد در رسانه هاي خارجي عليه نظام و انقلاب و مسئولان كشورمان دنبال كنيم.

 مفصل

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت توسط پریسا جلالی |

 برنامه بعدي چيه؟ ديروز همانطور كه گفتيد به خيابون رفتيم و كلي شعار داديم.
- امروز وقتي كه جمعيت زيادي به خيابون اومد به مغازه ها حمله كنيد، شيشه بانك ها و مراكز عمومي رو بشكنيد، اگه مي تونيد آتيش زدن پمپ بنزين رو در دستور كار خودتون قرار بديد، شب ها هم جمع شويد روي پشت بام ها و الله اكبر بگيد!
- آخه...!؟
- آخه نداره، اين شما هستيد كه بايد از اين فرصت مناسب به بهترين شكل ممكن استفاده كنيد، ما هم هواي شما رو داريم!
بخشي از مكالمات تلفني يكي از عناصر وابسته به شبكه هاي ضدانقلاب در ايران را خوانديد كه از سوي عوامل اصلي اغتشاشات در خارج از كشور هدايت و رهبري مي شد.
مكالمات مجري شبكه هاي ماهواره اي بي بي سي و صداي آمريكا و ديگر رسانه هاي خارجي با مخاطبان جعلي كه خط هاي اين شبكه ها را اشغال كرده اند و همگي متفق القولند كه شهرهاي ايران زيرگام هاي مردم! به لرزه افتاده، اين مسايل نه تنها موضوع جديد نيست بلكه طي سه دهه اخير و با وقوع هر اتفاقي به موضوعي تكراري تبديل شده و ساكنان شهرهاي نام برده در اين شبكه ها را به خنده وا مي دارد.
با برپايي انتخابات رياست جمهوري و شايعه توهم تقلب در روند شمارش آراء اغتشاشات در برخي مناطق تهران رخ داد تا اينكه علاوه بر خسارات جاني، خسارات مالي چند ميلياردي به مبلمان شهري، احساس ناامني و اضطراب در ميان مردم و غيره روي داد. اين اتفاقات كه تنها مختص برخي خيابان هاي تهران بود بعضا در رسانه هاي خارجي با رشدي قارچ گونه مواجه گرديد.
شكل گيري شايعات و اخبار ضد و نقيض در اين ميان ذهن افكار عمومي را نشانه رفت تا به درگيري و اغتشاش بيشتر دامن بزند. شايعاتي از قبيل
ضرب و شتم زن بارداري توسط نيروهاي پليس و كشته شدن جنين وي تا اسيدپاشي و كتك زدن مردم توسط بسيج و...
مفصل

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت توسط پریسا جلالی |

 

   خبرها اين بود؛ «امتحانات دانشگاه تهران لغو شد»، «دانشجويان دانشگاه بين المللي امام خميني(ره) قزوين برگه هاي امتحاني را پاره كردند.»، «امتحانات دانشكده مديريت دانشگاه تهران هم لغو شد»، «دانشجويان دانشكده مكانيك خواجه نصير
برگه هاي امتحاني را پاره كردند» و...
به دنبال اين اقدامات اخبار ديگري درصدر رسانه ها قرار گرفت؛ «لغو امتحانات پايان ترم دانشگاه اروميه به دنبال اغتشاشات»، ، « روساي دانشگاه هاي ايران خطاب به قوه قضائيه بيانيه دادند»،«در اعتراض به حوادث اخير در كوي دانشگاه تهران و هجوم به خوابگاه دانشجويان، تعدادي از اساتيد دانشگاه، در مسجد دانشگاه تهران تجمع كردند.»
در اين تجمعات جمعي از دانشجويان دانشگاههاي مختلف تهران خواهان بررسي جدي موضوع حادثه كوي دانشگاه و حفظ و حراست از قداست محيط دانشگاه شدند و لغو و به تعويق افتادن امتحانات و اغتشاش در دانشگاهها و عدم برخورد صحيح مسئولين با اينگونه افراد را محكوم كرده همچنين برخورد سريع و صريح مسئولين با مسببان و آشوبگران اصلي را خواستار شدند.
اين اتفاقات در حالي بود كه عناصر آشوب گر و فرصت طلب وسوء استفاده كنندگان از فتنه دست نكشيدند و كانون آشوب را از خوابگاه كوي به داخل دانشگاه تهران كشاندند. طي يك اقدام ساماندهي شده دانشجويان خوابگاهي
دانشگاه هاي برخي شهرها هم اعتراضات را وارد كلاس هاي دانشگاهي كردند تا اينكه به لغو امتحانات مبدل شد.
با وجود آنكه روساي دانشگاه ها علت لغو امتحانات را بازگشت آرامش به محيط دانشگاه و برگزاري امتحان در جوي مساعد اعلام مي كنند اما بسيار ي از دانشجويان در اعتراض به اين روند، تعويق امتحانات را نشانه ناكارآمدي برخي از مديران دانشگاهي عنوان مي كنند.
بيانيه هاي پياپي، اعتراضات مستقيم و غيرمستقيم همگي بر اين امر دلالت دارد كه دانشجويان نمي خواهند دانشگاه وارد فضاي اغتشاش و درگيري شود. اين البته از متن بيانيه ها كاملا مشهود است تا جايي كه دانشجويان به تاخير انداختن امتحانات پايان ترم را مبني بر دامن زدن به اغتشاشات و ناامن جلوه دادن فضاي دانشگاه مي دانند. در حالي كه پروژه اغتشاشات بدون ورود دانشگاه و عدم تمكين مسئولان دانشگاهي به طور حتم زودتر از اين ها شكست مي خورد.
اعتراض دانشجويان به عملكرد برخي افراد دانشجونما كه البته گروه اقليتي را تشكيل مي دهند و توانسته اند به اهرم فشار بر مسئولان دانشگاهي تبديل شوند بيشتر شد تا اينكه ...

مفصل

+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت توسط پریسا جلالی |

صبح يك روز سرد زمستاني كه براي نماز صبح بيدار شده بودم ناگهان متوجه صداي خودروي حمل زباله شدم كه براي جمع آوري زباله هاي يكي از خيابان هاي شهر مقابل هتلي در وين توقف كرد. پنج زن رفتگر كه دو نفر بالاي خودرو قرار گرفته و سه نفر ديگر سطل هاي زباله را به سمت خودرو مي بردند صحنه جالبي براي يكي از روزهاي سرد اتريش كه مشرف به منطقه كوهستاني است، نبود. ابتدا تعجب مي كنم اما وقتي به خودم مي آيم مي بينم تصوير زنده اي كه روز گذشته در خيابان بالايي و زناني كه به عنوان كارگر ساختماني مصالح را حمل مي كردند ديده ام بي شباهت به اين صحنه ها نيست. واقعا در اتريش هستم و شاهد زناني كه اينطور در غرب از آنها بهره برداري مي شود!
در سال 1989 هنگامي كه نيويورك تايمز موضوع «مهم ترين مسئله اي كه زنان امروز با آن مواجه اند» را در آمريكا به همه پرسي گذاشت، هيچ كس باورش نمي شد تبعيضات شغلي، بيشترين درصد پاسخ ها را به خود اختصاص داده باشد. تا جايي كه 80 تا 95 درصد زنان شاغل از تبعيض شغلي و نابرابري دستمزد ناراضي بودند و 70درصد آنان آزار و اذيت مردان را در محيط هاي كاري غيرقابل تحمل مي دانستند.
برابري شغلي
حضور و مشاركت برابر زنان در محيط كار بيرون از خانه و قرار گرفتن در كنار همكاران مرد، از جمله مقوله هايي است كه طي دهه گذشته از سوي نهضت هاي فمينيستي در ايران هم ترويج مي شود.

***
زناني كه به هر فعاليتي مغاير با شان اجتماعي خود در شركت هاي خصوصي تن مي دهند نمونه اي از اين موارد است. عامل مشكل ساز اين است كه در روند گسترده كردن و توزيع اين آزادي ها هزاران مقاصد انحرافي ديگري به وجود مي آيد كه فراگير مي شود.»
نبوي مي گويد: «خانمي كه در شركت بازيافت مشغول به كار است در شكل كلي همه فعاليتش در نظام جمع آوري زباله محدود مي شود. اما اگر در منزل خودش به مرتب كردن منزل بپردازد احساس مي كند به آزادي هاي او به عنوان يك زن تعدي و حقوقش زيرپا گذاشته شده است. اگر خدماتي كه بيش از آن حد اوليه اي كه در نظام شغلي- زندگي خود تعيين كرده است انجام دهد احساس مي كند دارد بيگاري مي كشد. مثل همين مساله در نظام پرستاري، بخش هاي توليدي و صنعتي همين طور در شركت هاي خصوصي ديده مي شود البته زناني كه به حكم اضطرار تامين زندگي مجبور به انجام فعاليت در اين بخش ها مي شوند را بايد جدا كرد.»

***

پشت عينك دودي فمينيست ها
گروه هاي فمينيستي وابسته به دنياي غرب يكي از اتهاماتي كه به كشورمان وارد مي كنند تبعيض هاي جنسيتي به ويژه در زمينه اشتغال زنان است.
لاله افتخاري در توضيح اين كه برخي مدعي فقدان آزادي و برابري زنان در حضور اجتماعي و اشتغال هستند، اضافه مي كند: «اين گروه ها با عينك بدبيني كه به چشم هاي خود زده اند واقعيت ها را نمي بينند. مصداق اين را مي توان در زمان مجازات قانون شكنان ديد كه چطور مدعي مي شوند حقوق بشر در ايران رعايت نمي شود و اگر شخص خاطي زن باشد مي گويند حقوق زنان در ايران زير پا گذاشته مي شود، در حالي كه ظلم به زنان عراقي، افغاني و فلسطيني و غيره را نه تنها نمي بينند بلكه حتي گاهي اوقات عاملان اين ظلم ها را مورد حمايت و تأييد قرار مي دهند.»
دكتر زهره الهيان، نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي نيز در همين رابطه به سرويس گزارش كيهان مي گويد: «موفقيت زنان و آزادي آنان در تعاليم اسلام و ارزش هاي نظام جمهوري اسلامي از نظر دشمنان قابل هضم نيست. بر همين اساس تلاش مي كنند به هر ترتيب با زير سؤال بردن حدود آزادي در ايران، حقوق بشر را در كشور اسلامي در معرض خطر اعلام كنند.
استفاده از زنان در برهه ها مستمسكي مي شود براي تغيير نظر افراد جامعه به سمت منافع اين افراد و نهضت ها. در واقع امروز برخي به منظور جلب آراي زنان ايران تمام همت خود را صرف سياه نمايي از وضعيت زنان ايراني كرده اند و معتقدند نسبت به زنان در ايران تبعيض روا داشته مي شود. يك سؤال اينجا مطرح است و آن اينكه مدعيان حقوق زنان ايران تا بحال چه قدم هاي مثبتي براي زنان ما برداشته اند؟ امثال خانم شيرين عبادي جز اينكه گزارشاتي را به مجامع جهاني ارايه مي دهند و وضعيت زنان ايراني را سياه نمايي و با عينك بدبيني نگاه مي كنند و از مجامع بين المللي درخواست مي كنند كه عليه ايران قطعنامه حقوق بشر صادر كند هيچ قدم مثبتي براي زنان برنداشته اند.»

مفصل

+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت توسط پریسا جلالی |

  پله های بلند و پیچ در پیچ منتهی به راهروی دالان مانندی که کوچه پشتی را به بخش زنانه مسجد متصل می کند، راهروی تاریک که لامپ 100 ولتی آن مدت هاست سوخته و فروغی ندارد، مهرهای شکسته و قرآن و کتاب های ادعیه با کاغذهای کهنه و پاره، فرش هایی که دیگر نخ نما شده اند و بیشتر شبیه گلیم هستند تا فرش یا پرده هایی که ماه هاست از نوار پرده آویزان شده و بلامصرف میان زمین و هوا معلق مانده اند تنها صحنه هایی از بخش زنانه مساجد است که با نیم نگاهی به هر یک از آنها در سطح کشور درخواهیم یافت چقدر این اماکن مقدس که می توانند پایگاه انسجام و اتحاد برای نقش آفرینی زنان باشند، در بی نظمی به هم شباهت دارند.

غیرممکن بودن انتقال کودکانی که به همراه مادرانشان به مسجد می آیند از راهروهای تنگ به طبقه بالا که معمولا بخش زنانه در آنجا واقع شده است و احیانا بردن آنها به دستشویی، فقدان مکان مناسب برای زنانی که معذوریت شرعی داشته و قادر به ورود به مسجد نیستند همچنین تغییر معماری صحن مسجد به علت گسترش فضا از دیگر مواردی است که موجب شده شاهد مرمت های غیرحرفه ای در برخی مساجد باشیم. اما نه تنها اصلاح ساختاری صورت نگرفته بلکه بسیاری از کارشناسان و معماران اسلامی نسبت به آنچه روی داده است، انتقادات فراوانی داشته و دارند.

 ***

طبق اخبار و گزارشات سال 86 برای مرمت و بازسازی مساجد اعتباری بالغ بر 100 میلیارد ریال اختصاص یافته بود و این میزان در سال 87 با جهش چشمگیری روبرو شد به طوری که در ابتدا بودجه 600 میلیارد ریالی برای این امر اختصاص داده و مصوب شد.

با توجه به آنچه ذکر شد این سوال مطرح می شود که چه میزان از این مخارج صرف مرمت و بهبود بخش زنانه مساجد شده است. در حالی که قسمت زنانه همواره با مشکلاتی مواجه است و به تامل بیشتری از سوی مسئولان ذیربط نیاز دارد.

 از اتصال صفوف نماز تا آبخانه مساجد

 به اعتقاد کارشناسان معماری اسلامی وضوخانه و دستشویی باید هر دو در مجموعه ای قرار گیرند به نام آبخانه که اگر چه هر دو محیطی مرطوب هستند اما یک مقوله نیستند و ارتباط این دو فضا با هم در عین حال تفکیک ان ها و ارتباطشان با دیگر بخش ها قابل توجه است.

راه حل هایی که استاد لرزاده در مسجد اعظم قم و امام حسین (ع) تهران داشته اند به خوبی مشهود است. یا مسجد سپهسالار که در هشتی ورودی آبخانه این مسجد یک کف کاسه  به معماری مرحوم استاد جعفرخان کاشانی دارد همچنین جدایی قسمت وضوخانه و دستشویی با حفظ ارتباط با هم از موارد نادری است که در برخی مساجد به چشم می خورد.

یکی دیگر از مواردی که همواره در برخی مساجد به عنوان اشکال عمده به چشم می خورد عدم تشکیل صف نماز به صورت مرتب و صحیح و نرسیدن صدا به مامومین و قطع شدن بلندگو حین سخنرانی است.

اتصال صفوف نماز امری اعتقادی و اسلامی است. بنابراین جایگاه زنانه مسجد می باید به نحوی صورت گیرد که از همان ابتدا و تشکیل صفوف اول نماز و در قسمت مردان اتصال صف حاصل شود وگرنه در نماز جماعت یا نمازگزاران خانم نمازشان فرادا خواهد بود و یا امام جماعت می بایست آنقدر عقب نشینی کند و فضای روبرو را بی حاصل رها کند.

رییس زاده مثال این موارد را در مسجد امام سجاد(ع) و مسجد سنگی تهران که به علت احداث راه آهن تخریب شده است و هر دو

کار استاد لرزاده بوده، عنوان می کند. البته مسجد را از نظر شرعی نمی توان تخریب کرد که متاسفانه اکنون تخریب شده و تا ابد حکم مسجد بر آن ناحیه حاکم است. شاهد بودم استاد لرزاده هنگام عبور از ناحیه تخریب شده مسجد سنگی در بزرگراه آهنگ مقید بودند که طاهر باشند.

 شان زنان در طراحی مساجد باید حفظ شود

 این فارغ التحصیل رشته معماری دانشگاه علم و صنعت تصریح می کند: مسجد بخصوص قسمت زنانه آن باید به نحوی طراحی گردد که معذورین اعم از آقایان و خانم ها با مشکل مواجه نشوند. چون افراد نمی توانند در مراسم ختم اقوام و دیگر مراسم شرکت نکنند به این دلیل که حق ورود به مسجد را ندارند. پس باید تمهدیدی اندیشیده شود که خانم هایی که به هر علتی قصد ورود به مسجد را دارند و طاهر نیستند، بتوانند وارد شوند و...

مشروح این گزارش در نشریه زن روز همین هفته

+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت توسط پریسا جلالی |

   "عده‌اي فرصت‌طلب و اوباش با هجوم به خودروهاي مردم و شكستن شيشه برخي خودروها‌ ‌رعب و وحشت در بين مردم ايجاد كردند.‌ بسياري از عاملان آشوب شب گذشته دستگير شدند و بسياری ديگر نيز هم‌اكنون شناسايي شده و دستگيري آنان ادامه دارد.

چند خودروي عمومي به دست اغتشاشگران آتش زده شد و برخي از اماكن اداري و تجاري نيز ‌آسيب جدي ديد از سوي ديگر برخي فرصت‌طلبان از آسيب زدن به خودروهاي شخصي نيز ابا نكردند. در این میان مادر و دختری به شهادت رسیده و 29 نفر نیز زخمی شدند."

با مشاهده این حوادث به عینه مشخص است که تاریخ دانشگاه در ایران همواره با حوادثی از این قبیل دست و پنجه نرم کرده و به موازات عملکرد خود مطابق فرامین رهبری و ارزش های نظام کارنامه مثبتی از خود به یادگار گذاشته است.

حوادث 18 تیر و جزئیات آن بی شباهت به وقایع امروز نیست. اتفاقاتی که دانشجویان را به صحنه امتحان سوق داد تا بار دیگر برای پیروزی های مکرر این قشر تحصیل کرده فخرفروشی کند.

حوادث رخ داده پس از برپایی انتخابات 22 خرداد ماه نمونه ای دیگر از این آزمون ها است با دانشجویانی که شب های امتحانات، شرکت در آزمون دیگری را تجربه می کنند.

***

جمع آوری ابزار و ادوات نزاع و درگیری همچنین سلاح های سرد در خانه هایی که به منظور هدایت و جهت دهی به اغتشاش گران، انتشار اخبار کذب از طریق سایت ها و وبلاگ هایی که اغلب به انتشار مطالبی دست می زدند که با توهم توطئه علیه کاندیداهای خاص و مظلوم نمایی همراه باشد همچنین جمع آوری اعضا در سطح شهر به عنوان گروه های مردمی حامی نامزدها که اغلب به شکسته شدن شیشه های منازل و تخریب اماکن عمومی منجر می شد حوادثی است که مردم ایران بارها نمونه های آن را تجربه کرده اند.

تجمع در کوی دانشگاه، تحصن در برخی دانشکده هاَ، ایجاد اغتشاش و بی نظمی به منظور درگیری عمدی با نیروهای انتظامی، به آتش کشیدن خودروها، حمله به دانشجویان برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم که به دنبال میتینگ های شکست خورده گروه های سیاسی اقلیت در دانشگاه رخ داد از جمله حوادثی است که به ادعای افراد دستگیر شده در ماجرای کوی دانشگاه به تحریک عوامل فعال در غرب و رسانه های خارجی صورت گرفت.

با قدری دقت و تامل در این حوادث در می یابیم که ماجرای کوی دانشگاه در سال 78 بی شباهت به آشوب طلبی طی روزهای اخیر نیست. همانطور که گروه های حامی اغتشاشات سران جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و نهضت آزادی هستند که با دستگیری و خنثی سازی عوامل ناامنی و آشوب، نه تنها هیچ یک مسئولیت دانشجویانی که آسیب دیده و یا زندانی شدند را نپذیرفتند بلکه انجام فعالیت های سیاسی را هزینه بر توصیف کردند که فعالان سیاسی باید آن را تحمل کنند!

***

جنبش دانشجويي اين روزها ثابت کرد اين ادعا همچنان واقعيت دارد که دانشگاه‌ها نه تنها همانند گذشته بلکه بسيار موثرتر از پيش طي سال هاي اخير نقش موثري در شكوفايي ملت داشته اند و وحدت بين آنها آثار مستقيمي در پيشرفت كشور و ايجاد وحدت بين ساير اقشار جامعه را سبب شده است. نقش و فعاليت ارزنده تشکل هاي دانشجويي طي اين مدت گوياي آن است قشر پويا و فرهيخته جامعه بهترين و موثرترين نيروي ارزشي انقلاب اسلامي است که مي تواند مورد اعتماد واقع شده و نقش بهترين ناظر را بر مهندسي فرهنگي کشور و تهيه نقشه جامع که چراغ هدايت اين جريان و ديگر نهادها و سازمان ها است را ايفا کند.

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت توسط پریسا جلالی |

 

    بدون تعارف و با ملاحضات بیشتر درمی یابیم الگوهای مطرح شده برای زنان جامعه طی سال های اخیر از سوی برخی جریان های به ظاهر بشردوستانه مقصدی جز کج روی اخلاقی و انحرافی و درافتادن به ورطه مدگرایی آن هم به شکل غربی نداشته است.

هر چند با تغییر برخی سیاست ها و قدرت یافتن زنان اصولگرا در دولت و مجلس شورای اسلامی طی دوره های اخیر الگوی یگانه و واحد زنان در تمامی حوزه ها بانوی یگانه اسلام معرفی شد اما این را هم باید اشاره کرد که هنوز تا پیروی کامل از سیره آن حضرت راه درازی در پیش و لحظه ای غفلت از آن نابخشودنی است.

نیاز است در این نوشتار قدری بر ویژگی های منحصر به فرد حضرت زهرا (س) و طریقه انطباق زندگی شخصی و اجتماعی ایشان تامل شود که چگونه در مراحل دشوار زندگی سختی ها را به جان خریده و در عین حال زندگی خانوادگی و اجتماعی را به عنوان الگویی موفق و یگانه پیش روی بشریت قرار داده اند.

 یکی از عوامل اساسی در تکامل انسان عنصر «اسوه‏» است. به یقین ارائه تعریف جامعی از اسوه در همه موضوعات مربوط به حیات مادی و معنوی بشر ضروری است چرا که بدون وجود چنین هدایتی، توفیق نیل به کمال محقق نخواهد شد.

بر همین اساس، فاطمه زهرا (س) به عنوان «اسوه‏» برای نوع انسان بویژه زنان مطرح می شوند که البته این تاکید از زبان وحی و از صراحت کلام رسول خدا گرفته شده است.  

همانطور که در همه ابعاد می توان نمونه ای برای الهام گرفتن از شخصیت وجودی یگانه بانوی عصمت یافت. اما متاسفانه در برخی جهات به علت ناآگاهی و بی اطلاعی از ارزش های وجودی و زنده شخصیتی حضرت(س) الگوهای دیگری در جامعه مطرح و تاکید می شود که گرچه در ظاهر نمود به روز بودن و همگام شدن با پیشرفت و ترقی است اما در باطن جز ذره هایی از اتم های به هم پیوسته ریا و تظاهر که زن مسلمان را تبدیل به زنی غربی می سازد، نیست.

الگوهای غربی، خانه داری و رسیدگی به همسر و فرزندان را عنصر دوم از نقش های زن برمی شمارند. صاحبنظران غرب معتقدند که زن همانند مرد به دلیل پیشرفت و ترقی نباید خود را گرفتار خانواده کند. به واقع آزادی زن در محیط خانه به همراه خانه داری سلب شده و از این رو قید و بند خانواده و همسر از اسباب مزاحم حرکت زن به سمت اهدافی است که در زندگی آینده اش متصور خواهد بود.

 يكی از بارزترين مصاديق حضور سياسی و اجتماعی حضرت صديقه كبری(ع)، خطبه حساس و تأثيرگذار ايشان در جمع مردم مدينه است. خطبه‏ای كه مشمول حياتی‏ترين مسائل اصولی اسلام از توحيد و نبوت و امامت است. اين خطبه كه در نهايت زيبايی و در اوج فصاحت و بلاغت از سينه مبارك آن حضرت صادر شد، تمامی انديشمندان و ادبيان جهان را انگشت به دهان كرد، نمونه دخالت، توجه و عنايت به امور سياسی و حساسيت به چگونگی روند امور جامعه است.

 سیاست های تک بعدی شدن زنان

اما به راستی آیا زنان ایرانی نیز همانند حضرت زهرا (س) همانطور که از عهده وظایف اجتماعی برآمده اند، در نقش اولیه یعنی همسرداری و پرورش فرزندان هم موفق بوده اند یا اینکه تابع سیاست های تک بعدی سازی شخصیت زنان شده اند که تابعی از الگوی زن غربی است؟

شاید بتوان تعداد بیشمار دخترانی که تمایل چندانی به ازدواج ندارند را از این دسته از افراد به شمار آورد که انطباقی برای زندگی زناشویی و فعالیت های شغلی قایل نیستند و تنها از زندگی استقلال را می طلبند غافل از اینکه انسان جز با ازدواج و وجود همراه و شریک کامل نخواهد شد.

زنان موفق بسیاری در جامعه ایرانی ظهور کرده اند که طعم موفقیت را تنها در فعالیت های شغلی چشیده اند اما در عرصه خانوادگی به فردیت رسیده و زندگی های به بن بست رسیده حاصل از طلاق و تنهایی را سپری می کنند.

برخی از زنانی که نتوانسته اند انطباق لازم را میان وظایف اولیه و ثانویه ایجاد کنند از نمونه هایی به شمار می روند که فرصت کافی برای نقش اولیه خود متصور نبوده و در نهایت مهر طلاق وجدایی را به سرنوشت خود گره زده اند. با بررسی سرانگشتی آمار به وضوح جدایی ها و رفتارهای فردگرایانه زنان را در برخی مشاغل بیشتر می توان یافت که اگرچه به موفقیت شهره هستند اما شکست هایی در زندگی شخصی تجربه کرده اند. از جمله آن می توان به بازیگران سینما و تئاتر اشاره کرد. سوسن تسلیمی، لیلی رشیدی، عسل بدیعی، مهتاب کرامتی را می توان مواردی نام برد که در سینما موفق اما به هر دلیل طعم تلخ جدایی را در زندگی مشترک چشیده اند.

در میان اینان، زنانی هم بوده اند که زندگی های موفقی داشته و اگر چه طی دورانی زندگی شان به ورطه تزلزل رسیده اما هوشیارانه عمل کرده و ساحل نجاتی برای آن یافته اند.

و یا زنانی که به دلیل تیزبینی علاج واقعه را قبل از وقوع دیده و از وظایف خانوادگی شان لحظه ای عدول نکرده اند. لاله صبوری را می توان یکی از این نمونه ها دانست. به خصوص که مهم‌ترين وظيفه يا مهم‌ترين عامل براي موفقيت يك بازيگر را خانواده می داند چرا كه به قول وی وقتي به عنوان يك بازيگر از پشتيباني و حمايت خانواده برخوردار باشي، با خيال آسوده و بدون درگيري‌هاي ذهني با انرژي مي‌‌تواني كار كني. وی همراهي پدر و مادر و اين اواخر پشتيباني و همفكري همسرش را عامل موثری در موفقیت هایش می داند.

با توجه به آنچه ذکر شد، باید توجه داشت بسیاری از مشكلاتي كه جامعه ما خصوصاً زنان دارند به این علت است که از صفات متعالی حضرت زهرا (س) آنگونه که باید بهره نمی برند و در گیرودار تبلیغات نفی خانواده و سنت همچنین تشویق به زندگی و تنفس در فضای مدرنیزم با شوهرانشان دچار مشکل می شوند. حتی برخی از آنان تصور می کنند دستیابی به جایگاه و منزلت زن امروزی کنار زدن مردان از انجام کارهای سخت و مردانه است.

در حالی که با دقت کردن در زندگی زنان غربی به خوبی در می یابیم که مطرح کردن شعار آزادي زن در اروپا و امريکا مستمسک حضور ايشان در جمع هاي غير اخلاقي شده است. ايـن همه نشانگـر ايـن واقعيت تلخ است كه بـا ورود زن به صحنه اين اجتمـاع، نه تنها حقـــــوق او تاميـن نشده بلكه بسيارى از حقوق ديگرش نيز ناديده گرفته شده است.

نمونه های شکست آزادی های بی قید و شرط به زنان در کشورهایی مانند آلمان و فرانسه و یا حتی چین و ژاپن به خوبی مشهود است و آن روی آوردن این قشر به مشاغلی چون رانندگی، رفتگری، باغبانی و غیره است در حالی که ارزش وقداست زن در تعالیم اسلامی بر پایه شخصیت ریحانه زن بنا نهاده شده و از آنجا که اسلام به هيچ روي مانع آزادي زنان در جامعه نمي شود اما همواره با نفي ارزش زن در اجتماع به مقابله برخواسته و مبارزه مي کند.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت توسط پریسا جلالی |